پيش درآمدی بررويکردپست مدرن دربرنامه ريزی شهری
امروزه ديگرآشکارشده است که برجهای بتنی وشيشه ای بی روح زيبنده شهرهای هزاره جديدنيستند.انسان خسته شهرنشين کنونی حداقل انتظاری که ازسبکهای شهرسازی دارداين است که لحظاتی چشمانش رابنوازد(جمالی وحيدری 1380ص91).بنابراين درتقابل باشهرسازی خردگرای مدرنيسم وبرای پاسخگويی به پيچيدگی های شهرهای امروزی عده ای ازمتفکران پست مدرنيسم رامطرح نمودند.
فرهنگ اصطلاحات فلسفی،پست مدرنيسم رايک جريان فکری ضدخردگرايی می داندکه تأثيرانديشه های نيچه براين باوراست که هيچ نظريه ای نمی توان تعين کردوهيچ حدومرزی برای تفسطرجهانم وجودندارد.(فرهنگ اصطلاحات فلسفی ص308)
پسامدرنيسم رانمی توان يک مرحله جداازمدرنسيم دانست که به طورکامل ازآن جداشده باشد،بلکه پسامدرنيسم انديشه متکامل ترمدرنيسم است وبه نوعی منعکس کننده همان انديشه بنيادی مدرنيته يعنی نقادی است بااين تفاوت که اين بارخودمدرنيته موضوع نقادی می باشد.
پست مدرنيسم برخلاف مدرنيسم که معتقدبه حرکت به سوی يک نوع کليت گرايی مطلق است براين عقيده است که کليت گرايی خودعامل اصلی برای استثماروسلب آزادی انسان است به طوری که دراين فضاازانسان رفع مسئوليت شده واونمی توانددارای عقيده، فکرونظرمستقلی باشدوبرآن پافشاری کند.(0کاظم علمداری 1373ص67)