جهانی شدن و شهرهای جهانی .:اختصاصی وبلاگ:.
مقدمه :
شهرها در دوره های مختلف تحت تأثیر افکار و ایده های متعددی قرار گرفته اند. ایده هایی چون سوسیالیستی، سرمایه داری، صنعتی، فورد صنعتی و ... بالاخره مدرن، پست مدرن و پسا مدرن، فرم و سبک زندگی شهری، مدیریت و اقتصاد شهری را تحت تأثیر قرار داده اند و امروزه جهانی شدن نیز باعث دگرگونی فرهنگ، اقتصاد، ارتباط جوامع و ... شده است. افزایش احساس شهروند جهانی، یا جهان وطنی، جهانی شدن اقتصاد یا یکپارچگی اقصادی در عصر حاضر، حاکی از تأثیر جهانی شدن بر شهرها می باشد.(رضایی،1389: 164).
نظريه شهر جهاني متشكل از مباحث و فرضياتي براي تبيين روابط بين جهاني شدن و شهر و نحوه مواجهه شهرها با جهانی شدن در دهه هاي اخير است. در اين نظريه، شناخت شهرهايي كه بيشترين پيوند را با جهاني شدن دارند و همچنين معيارهاي تعيين سطح اين پيوستگي، از اهميت كانوني برخوردار است. اين نظريه همچنين تبيين كننده رويكردهاي جديد شهرها براي حفظ حيات و اهميت خود در دوران جهاني شدن است؛ دوراني كه امكان پراكندگي فعاليت ها در سراسر جهان موجب تحول مفهوم مكان و جغرافيا شد. رتبه بندي شهرها بر اساس ميزان جهاني بودن آنها و نقش هايي كه براي تأثيرگذاري بر اوضاع مختلف جوامع در سراسر جهان ايفا مي كند، بخش ديگري از نظريه شهر جهاني را تشكيل مي دهد (پوراحمد و همکاران، 1390: 30).
مفهوم جهانی شدن
در دهه هاي اخير، جهاني شدن يكي از چالش برانگيزترين موضوعات در محافل مختلف دولتي، دانشگاهي و خصوصي بوده است. اهميت اين موضوع از تأثيرگذاري فرآيند جهاني شدن بر سياس تهاي اقتصادي، الگوهاي مديريتي، فقر و دولتمندي، روندها و الگوهاي توسعه ملي و محلي، فرهنگ ها و عقايد گوناگون محلي، روابط بين افراد، مقياس جهاني تأثيرات و عملكردها و ... ناشي مي شود.(Brenner,2004:31).
محققان از منظرهاي گوناگوني درباره جهاني شدن بحث ميكنند كه موجب تنوع تعاريف و توصيفات درباره اين پديده ميشود. از نظر آنتوني گيدنز جهاني شدن موجب پيوند مكان هاي دور از هم و تأثيرگذاري حوادث و رويدادهاي سراسر جهان بر يكديگر مي شود(Perry & Maurer, 2003:334).
رونالد رابرتسون نيز جهاني شدن را درهم فشرده شدن جهان وتراكم آگاهي ها نسبت به جهان بعنوان يك كل تعريف مي كند.(رابرتسون،1385: 35).
از نظر مالكوم واترز نيز جهاني شدن، فرآيندي اجتماعي است كه در آن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است، از بين مي رود و مردم به طور فزاينده اي از كاهش اين قيد و بندها آگاه مي شوند (واترز،1379: 12)
صندوق بين المللي پول نيز جهاني شدن را با مشخصاتي نظير ادغام وسيع تر اقتصادهاي جهان و رشد وابستگي اقتصادي متقابل كشورها در سراسر جهان از طريق افزايش حجم و تنوع مبادلات كالا و خدمات و جريان سرمايه در ماوراي مرزها و همچنين از طريق پخش گسترده تر فن آوري تعريف مي كند (بهكيش، 1381: 25).
بر اساس تعاريف يادشده و اذعان به تنوع فراوان در نگا هها به مفهوم جهاني شدن، توجه به خصوصيات مشترك اين تعاريف نشان مي دهد
كه به طور كلي جهاني شدن با چهار تحول مهم زير همراه است :
• افزايش به هم پيوستگي و ارتباطات فردي و اجتماعي در گستره جهاني
• گسترش فراملي عرصه فعاليت هاي اقتصادي
• افزايش اهميت اطلاعات در اقتصاد جهاني و كاهش اهميت مرزها و كنترل هاي ملي
• ارتقاي مقياس تأثيرات فعاليت ها و عملكردهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در سطح جهاني(پوراحمد و همکاران، 1390: 31).
موضوعات اصلي در نظريه شهر جهاني
در طول دهه هاي اخير، براي تبيين روابط بين شهرها و جهان يشدن و تحولات شهري منتج از آن، نظريه هاي گوناگوني مطرح شده است؛
ولي نظرات ساسكيا ساسن و جان فريدمن تعيين كننده تر بوده اند. فريدمن در سال 1986 در مقاله فرضيات شهر جهانی فرآيند ظهور اين شهرها را با هفت فرض اساسي تشريح كرده است. اين مقالة تأثيرگذار، موجب نظم بخشي به نحوة تفكر درباره تأثيرات جهاني شدن بر شهرها شده است. فرضيه هاي وي در رابطه با سازمان تقسيم كار بين المللي جديد و چگونگي تأثيرپذيري شهرها از اين نظام اقتصادي جديد است.(Friedman,1986:317)
ساسن نيز در سال 2005 براي تبيين متفاوتي از رابطه شهرها و جهاني شدن، هفت فرضيه تدوين كرد. اين فرضيات در مقاله مقدمه اي بر مفهوم شهر جهاني ارائه شد.فرضيات وي عموماً بر نيازهاي اقتصاد جهاني به كاركردهاي مركزي، انباشتگي تاريخي فعاليت ها و زيرساخت ها در شهرها و هماهنگ شدن شهرها با تحولات اقتصادي و اجتماعي جديد ناشي از جهاني شدن فزاينده در دوره معاصر تأكيد دارد. براساس اين فرضيات، در دوران جهاني شدن نه تنها از اهميت شهرها كاسته نشد؛بلكه نقش هاي جديدي را براي تداوم حيات و كمك به جهاني شدن ايفا ميكنند (.(Sassen, 2005:28-30
پيشينه تحقيق درباره روابط جهانی شدن و شهرها
دهه 1970 : مصادف با دوران شکوفایی اقتصاد جهانی و گسترش فزاینده جهانی شدن در ابعاد، فرهنگی و سیاسی است.
سال 1915 : پاتریک گدس در کتاب تکامل شهرها (مکان انجام فعالیت های اقتصادی برتر جهانی)
سال 1966 : پیترهال – معرفی 6 شهر بعنوان شهرهای جهانی – اهمیت نقش های اقتصادی در شهرهای جهانی
سال 1984 : پیتر هال - مفهوم شهر جهاني در دهه 1980 متفاوت از قبل است و در مفهوم جديد، شهرهاي جهاني نه تنها به عنوان شهرهاي برتر سرمايه اي محسوب مي شوند، بلكه شهرهايي هستند كه به طور روزافزوني توسط شركت هاي فراملي با عملكرد فراتر از چارچوب دولت ملت، كنترل مي شوند.
دهه 1980 : دسته بندی شهرها از نظر جهانی بودن – آغاز گر این نوع مطالعات : کوهن
جهانی شدن و تحولات شهری
شهرها و اقتصاد جهانی : کاهش و تغییر نقش صنایع در شهرهای صنعتی کشورهای پیشرفته و افزایش نقش آن در کشورهای در حال توسعه
میشل پاسیون : ظهور شهرهای جهانی ، صنعت زدایی و تضعیف شهرهای صنعتی قدیمی را از مهمترین نتایج جهانی شدن اقتصاد در مقیاس شهری برمی شمرد. (Pacione, 2001:285).
هون ماین : ساختار صنعتي اقتصاد شهرها تغيير يافته و فعاليت هاي بخش خدمات رو به رشد بوده است.
تحول در نقش شهرها : خصيصه اصلي اين تحولات، توسعه فعاليت هاي بخش خدمات و فراملي جهان يشدن مقياس تأثيرگذاري اين عملكردهاست.
"در شبكه شهري جهاني قدرت شهرها ذاتاً نسبي است و آنها تا حدودي قدرت دارند كه به عنوان نقاط فرماندهي و مراكز برنامه ريزي عمل كنند((Alderson & Beckfield 2004:812.
نابرابری اجتماعی در شهرها : جهاني شدن در شهرها، به نابرابري در توزيع درآمدها و ايجاد شكاف درآمدي در جامعه و قطبي شدن اجتماعي نيز منجر ميشود.
"در كشورهاي فقير، همزمان با مشاركت شهرها در فعاليت ها و شبكه هاي جهاني، بخش قابل توجهي از جمعيت موفق به ارتقاي سطح استانداردهاي زندگي خود ميشوند، در حاليكه به شدت مغاير با وضعيت زندگي افراد و گروه هاي زيادي در اطراف آنهاست".[Gugler, 2004:16]
تحولات مدیریتی شهرها : شهرها از نظر نحوه اداره و توزيع قدرت و ميزان استقلال نسبت به دولت هاي ملي نيز از جهاني شدن متأثر شده اند. كاهش قدرت و اختيارات دولت هاي ملي، افزايش دموكراسي و تغيير شيوه اداره شهرها از حكومت به حكمراني شهري را از پيامدهاي جهاني شدن در كشورها و متأثر از آن در شهرها ذكر ميكنند.
فرانس شورمان براي رويارويي با چالش هايي كه در نتيجه تأثيرات جهاني شدن بر شهرها پديد آمده اند، شكل گيري پارادايم جديدي را مطرح مي سازد كه مشتمل بر سه مفهوم؛ حكمراني شهري، مشاركت جمعي و تمركززدايي است( (Schuurman,2001:189
خصوصیات شهرهای جهانی :
پاتریک گدس : مرکز انجام مهمترین فعالیت های اقتصادی جهان
پيتر هال : مراكز قدرت سياسي در سطوح ملي و بين المللي، محل استقرار ادارات مرتبط با دولت، مراكز مصرف انبوه كالاهاي لوكس
جان فريدمن : مکان استقرار مراكز بزرگ مالي، ادارات شركتهاي فراملي، جمعيت زياد ( توجه به ماهیت اقتصادی)
وي در سال هاي بعد، شهر جهاني را فضايي كوچك تر از كل جهان براي انباشت سرمايه و همچنين فضاهاي شهري بزرگ با تعاملات اقتصادي و اجتماعي فشرده معرفي كرد.
آنتونی کینگ : كاركرد هدايت گري در اقتصاد جهاني كه خصوصيات سياسي جغرافيايي اساسي به آنها مي بخشد.
ساسن : مكا نهاي توليد خدمات تخصصي مورد نياز
وي در توصيف شهرهاي جهاني از انواعي خدمات پيشرفته و تخصصي نام مي برد كه توليد آنها به شهرهاي جهاني اختصاص دارد و از آنها به عنوان وجه مميزه شهر جهاني از ساير شهرها استفاده مي كند.
كاستلز: شهر جهاني را با شهر اطلاعاتي مترادف مي گيرد و فعاليت مؤثر اين شهرها در فضاي جريان ها را مبناي توصيف آنها تلقي مي كند.
خصیصه های عام :
1)از نظر فعالیت بيشترين پيوند با اقتصاد جهاني
2) مناسب ترين مكان براي استقرار ادارات مركزي شركت هاي اقتصادي براي هدايت فرايند توليد جهاني
3) شركت هاي فراملي با استقرار در شهرهاي جهاني، بيشترين كمك به توسعه اين شهرها وارتقاي جايگاه جهاني
4) بزرگ ترين مراكز توليد و عرضه خدمات پيشرفته تخصصي براي توليدكنندگان جهاني
5) مركز استقرار نهادهاي قدرت در سطح ملي و بين المللي
6) مكانی مطلوب براي تجارت و بازرگاني در سطح بين المللي
7) فراهم نموئن بهترين تسهيلات و زمينه ها براي نوآوري و توسعه فن آوري هاي مرتبط با توليد جهاني و انتشار آنها در سطح جهاني
8) گر ه گاه هاي مهم حمل و نقل مسافر و كالا در جهان
9)جذب جمعیت مهاجر زیاد و به تبع آن تنوع فرهنگی، تحصیلی و تخصصی قابل توجه (پوراحمد و همکاران، 1390: 38).
معیارهای رتبه بندی شهر جهانی :
فعاليت در زمينه اقتصاد جهاني
ميزباني كنفرانس ها و همايش هاي علمي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و ورزشي برگزار شده در
شهرها در مقياس جهاني؛ ميزان به هم پيوستگي اجتماعي ساكنان شهرها با خارج از سرزمين مادري خود
پذيرايي از مسافران كاري و تفريحي
جغرافیای شهری و برنامه ریزی در عصر جهانی شدن :
یکی از شاخه های علم جغرافیا، جغرافیای شهری و مقوله برنامه ریزی برای شهرها می باشد که در عصر جهانی شدن به شدت تحت تأثیر این دوره قرار می گیرد و مضامین جدید می یابد زیرا کانون و مرکز توجه این رشته یعنی شهرها دچار تغییرات بسیار بنیادی شده و مفهوم متفاوتی از شهرهای گذشته پیدا می کنند و در آینده اعتبار بسیار زیادی کسب خواهد کرد.
در وهله اول، به نظر می رسد که در عصر اطلاعات، به علت جهانی شدن اقتصاد، رقابت بیش تر و شدیدتری برای جذب سرمایه گذاری بین شهرها درخواهد گرفت. در کنار این رقابت، نوعی تمرکزگرایی و تمرکز زدایی نیز به طور همزمان شکل می گیرد: تمرکزگرایی در ساخت پیام ها و تمرکززدایی در دریافت پیام آن ها. یعنی نوعی جهان ارتباطی شکل می گیرد که از یک طرف جهان، پیام تولید می شود و به سایر نقاط جهان آن پیام تحمیل می گردد؛ در حالیکه ارتباط بین جوامع کوچکتر قطع می شود و بدین ترتیب، فضایی از جریان ارتباطی متباین شکل می گیرد. در این تصور ظلمانی، جوامعی هر روز به تولید اقتصادی و قدرت نظامی خود می افزایند که در تولید و پردازش اطلاعات قابلیت و توانایی بیش تر داشته باشند. این استدلال می تواند تا آن جا پیش رود که به علت این دگرگونی ها، سلسله مراتب شهری در جهان تقویت شود و همه آنها در سطح خود در رقابت خواهند بود. آنچه ارائه شده، با شرایط قرن بیستم سازگار است. اما استدلال دیگری در این جا ارائه می شود که با دهه حاضر و قرن حاضر سازگار تر است و آن این که، انگیزه فراوان برای این وجود دارد که شهرها به جای رقابت حذفی، با هم تعاون داشته باشند. اگرچه در یک مورد رقابت شدید بین شهرها وجود خواهد داشت. با این همه در همین رقابت، همکاری و تعاون شهرها بیشتر خواهد شد و این را می توانیم دوگانگی قرن حاضر قلمداد کنیم. همان طور که در روند شکل گیری عصر اطلاعات از 40 سال پیش تاکنون مطرح شد، از دهه 90 به این طرف اساس کار، دستیابی به "استدلال و خرد جمعی" بوده است؛
دوم، شهرها در دهه حاضر با چالش ها و فرصت های مشابه و مشترکی مواجه هستند. یک شهر از طریق همکاری با شهرهای دیگر، از سیاست های موفق آن ها یا از تجربه های آن ها بهره می برد.
سوم، باتوجه به قوی تر شدن ارتباط منطقه ای مانند اتحادیه اروپا، شهرها نیاز دارند با هم صدا و یک دل شدن، بر سیاست ها و تصمیم گیری که در سطح ملی بین کشورهای اتحادیه ها شکل می گیرد، تأثیر بگذارند.
وبالاخره این که، رقابتی که بین شهرهای عصر جهانی شدن وجود دارد یا خواهد داشت، در جذب افراد متخصص است. اگر در گذشته جذب کارگر ماهر و نیمه ماهر مدنظر بود، اکنون رقابت در جذب کسانی است که در زمینه تکنولوژی اطلاعات مهارت دارند و با این پدیده راحت هستند. شهرها امروز و در آینده سعی می کنند محیطی را فراهم سازند که متخصصین راغب شوند در آن محیط زندگی کنند و در مقابل، تخصص خود را بدون دغدغه در اختیار جامعه بگذارند (نوریان، 1382 ).
با این تفاسیر پدیده دولت-ملت تقریباً در حال از بین رفتن است و حدود 30 سال دیگر 100، 200 و یا 300 دولت-شهر خواهیم داشت که جای دولت-ملتهای امروزی را خواهند گرفت، در واقع در آینده، دولت –شهرها و دولتهای منطقه ای اهمیت بیشتری می یابند، زیرا مستقیماً وارد اقتصاد جهانی می شوند. برای این شهرها مهم نیست جزء چه کشوری باشند، چون به موازات گسترش بازار اقتصادی جهانی، دانش و اطلاعات اقتصادی نیز بسط می یابد. آنچه هویت آنها را می سازد مشارکت آنها در اقتصاد الکترونیکی جهانی است.(سیف الدینی و همکاران،1386 : 73).
شهر جهانی و محدودیت هایی برای کلان شهر تهران
در « سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران 1404»، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن آوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلاب و با تعامل سازنده در روابط بین الملل. بدون شک با این نگاه، سیاست های ملی تعیین کننده ی سیاست های منطقه ای و جهانی تهران بعنوان پایتخت کشور است. سند مهمی که هریس از آن برای تحلیل وضعیت جهانی تهران استفاده نموده، سند چشم انداز 20 ساله ی تهران است. مطابق این سند، در افق 1404، تهران جهان شهری فرهنگی و دانش بنیان در دنیای اسلام معرفی شده است. تهران برای دستیابی به چنین جایگاهی دو رقیب جدی دارد : استانبول و دبی.
جان رنه شورت از عنوان سیاه چاله (Black Hole) برای برخی شهرها استفاده می کند. شهرهایی که با وجود داشتن موقعیت جغرافیایی و منابع انسانی به سیاه چاله هایی تبدیل شده اند که در شبکه ی شهرهای جهانی نقش فعالی ندارند. او چهار نوع شهر را دسته بندی می کند : 1)شهرهای فقیر (عمدتاً آفریقایی) که در این نوع شهر صرفه جویی ناشی از مقیاس در اقتصاد برای سرمایه گذاری در آنها معنی ندارد-مثل داکا، کینشازا و خارطوم؛ 2)شهرهای فروریخته (از نظر سیاسی و اقتصادی) مثل بغداد و کابل. این گونه شهرها توانایی های لازم را برای تبدیل شدن به شهر جهانی در آینده دارند، لیکن در حال حاضر از لحاظ امنیتی و سیاسی و اقتصادی به هم ریخته اند؛ 3)شهرهای کنار گذاشته شده، مثل برخی شهرهای آسیای جنوب شرقی که نتوانسته اند از فرصت های گسیل سرمایه به این منطقه اقتصادی استفاده نمایند؛ 4)شهرهای مقاومت کننده: مثل تهران و پیونگ یانگ. او تهران را در رده ی سیاه چاله ها قرار می دهد، کلان شهری که توان بالقوه یک شهر جهانی را در خود دارد ولی به جهت تقابل ایدئولوژیک نظام سیاسی خود با نظام اقتصاد جهانی هنوز نتوانسته است وارد شبکه ی شهرهای جهانی شود. تهران ویژگی های کالبدی و توانایی های لازم را دارد لیکن مسئله ی ما ایدئولوژی و نگاه حاکم به روابط کشور با نظام جهانی بین المللی است. (صرافی و همکاران، 1388 :94)